![]() |
![]() |
|
| السلام علیک یا ابا صالح المهدی(عج) |
|
بهار، پشت پنجره ایستاده است. به تو گفته بودم که این بهار هم قصر در می رویم. ماهی های قرمز با بی قراری در تنگ بلور می چرخند. دلشوره دارم. قرارمان درست پای همین شعر بود. شعری که یک شب باد با خود آورد و در اتاق کوچک من انداخت. عشق از من و نگاه تو تشکیل می شود گاهی تمام من به تو تبدیل می شود وقتی به داستان نگاه تو می رسم یکباره شعر، وارد تمثیل می شود ای عابر بزرگ که با گام های تو از انتظار پنجره تجلیل می شود تا کی سکوت و خلوت این کوچه های سرد بر چشم های پنجره تحمیل می شود؟ آیا دوباره مثل همان سال های پیش امسال هم بدون تو تحویل می شود؟ بی شک شبی به پاس غزل های چشم تو بازار وزن و قافیه تعطیل می شود آن روز هفت سین اهورایی بهار موعود! با سلام تو تکمیل می شود |
|
نویسنده : سجاد |
|
|
غيبت كبرى، دوره آزمايش است. تا منتظران راستين، از مدعيان انتظار، بازشناخته شوند. ملاك در اين بازشناسى، «شناخت تكليف» و عمل به وظيفه در عصر غيبت است. مهدى(عج)، خورشيدى است كه در دل منتظران، اميد زيستن را همواره روشن و گرم نگاه مىدارد. هيچ «حضور»، همچون «غيبت» او، لحظه لحظه زمان و تاريخ را نياكنده است. حاضرترين حاضران به گرد پاى «حضور غايبانه»اش نمىرسند. او معناى حضور در غيبت است، مفهوم غيبت حاضر است، او «وارث» دين محمد و خط سرخ شهادت است، او «قائم» است، ايستاده و استوار و پابرجا، تا جهانى را به قيام حقطلبانه وا دارد. او «منتقم» است، خونخواه حادثه كربلا و انتقام گيرنده خون شهيدان و خون سيدالشهدا. هم هادى است، هم مهدى. سلام بر مهدى
|
|
نویسنده : سجاد |
|
|
اَللّهُم اِنّا نَشكُو اِلَيكَ فَقدَ نَبِيِّنا و غَيبَةَ اِمامِنا وَ قِلَّةَ عَدَدِنا و كَثرَةَ اَعدائِنا وَ تَظاهُرَ الاَعداءِ عَلَينا وُقُوعَ الفِتَنِ بِنا،فَفَرِّج ذلِكَ. اللّهُمَّ بِعَدلٍ تُظهِرُهُ وَ اِمامِ حَقٍّ نَعرِفُهُ، اِلهَ الحَقِّ. آمينَ رَبَّ العالَمينَ
خداى فريادرس من! به شكايت نزد تو آمدم، امّا نمىدانم از كدامين درد بايدم ناليدن، از فراق محبوب تو مصطفى(ص)،يا غيبت آشكارترين حجّتت بر گستره هستى، از كمى دوستان يكرنگ و يكدل، يا بسيارى دشمنان هرزه، از هجوم ناپاك مردمان، يا برآمدن طوفانهاى بلا، نمىدانم كدامين رنج، دست نوازش تو را بر سرم مىكشاند، ليك كوير تفتيده جانم، باران عدل تو را انتظار مىكشد، تا كام خشكيدهاش سيراب گردد، و دل آزردهام ظهور عزيزى را مىطلبد، تا عمق زخمهايش التيام يابد.، به لطف و رحمتت دل بستهام.
|
|
نویسنده : سجاد |
|
|
ما همچنان منتظریم دل مشتاق تر می شود اندکی لحظه بیشتر می ماند زیبایی دیدار چقدر بزرگ است آری صدای مهدی می آید خدا کند که بیاید |
|
نویسنده : سجاد |
|
|
هیچ دانی که ز هجر ان تو حالم چون شد جگرم خون و دلم خون و سرشکم خون شد لب شیرین تو ای می زده فرهـادم کرد جانم از هر دو جهـان رسته و مجنـون شد تار و پـودم به هوا رفت وتوانم بگسست تا به تار سر زلف تـو دلــم مفتـون شد
|
|
نویسنده : سجاد |
|
|
بر لـب کـوثرم ای دوست ولی تشنـه لبـم
در کنـار منـی از هجر تو در تـاب و تبم روز من با تو به شب آمد شب با تو به روز در فـراق رخ مـاهت گــذرد روز و شبم |
|
نویسنده : سجاد |
|
|
||||||||||||||||||||||
|
نویسنده : سجاد |
|
|
||||||||||||||||||||||
|
نویسنده : سجاد |
|
|
سلام بر مهدی (عج)
* این عید بر همه عاشقان و منتظران مبارک باد *
|
|
نویسنده : سجاد |
|
|
میــلاد گل و بهــــار جــان آمد برخیز که عید می کشان آمد خاموش مباش زیر این خرقه بر جام جهان دوباره جان آمد برگیر به دست پرچم عشٌاق فرمــــانده مــلک لا مکان آمد گلزار ز عیش لالـه باران شد سلــطان زمین و آسمان آمد با یــــار بگو که پـــرده بــردارد هین! عاشق آخر الزمان آمد آماده امر و نهی و فرمان باش هشدار! که منجی جهان آمد |
|
نویسنده : سجاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| به بهانه |
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1386 بهمن 1386 آذر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 |
| پیوندها |
|
گروه شهدا (مجاهد) مسجد مقدس جمکران مرکز مجازی مهدویت موعود مهدوی اخرالزمان و مهدویت محب حسین منتظر خسته آشنای غریب قصه سیب و آدم روانشناسی آخرین مسافر نائب |
|
یا مهدی
|